تبليغاتX
ترمه
...


چند روزیست که تنها به تو می اندیشم
ازخودم غافلم اما به تو می اندیشم

شب که مهتاب در ایینه من می رقصد
می نشینم به تماشا به تو می اندیشم

همه روز به تصویر تو می پردازم
همه گریه ی شب را به تو می اندیشم

چیستی ؟ خواب و خیالی ؟ شعری ؟ خاطره ای ؟
که درین خلوت شب ها به تو می اندیشم

لحظه ای یاد تو از خاطر من غافل نیست
یا در آغوش منی یا به تو می اندیشم

اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود
پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم

تو به « حافظ » به حقیقت به غزل دلخوش باش
من به افسانه « نیمــا » به تو می اندیشم

نه به اندیشه زیبا ، نه به احساس لطیف
که به تلفیقی از این ها به تو می اندیشم

تو به زیبایی دنیایی که می اندیشی
من که زیبا به تو می اندیشم


شعر از : محمد سلمانی
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 20:59  توسط ابراهیم شادمهر  | 


یک اتفاق
آن هم از نوع ساده اش
مرا با چشمهایت آشنا کرد
انگار دیگر اتفاق ها
مواظب هستند
دیگر نمی افتند
تا دوباره چشم هایت را
ببینم !


شعر از :فائزه سعیدی

+ نوشته شده در  شنبه 17 بهمن1388ساعت 19:23  توسط ابراهیم شادمهر  | 

سرّنی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ
در گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود


شعر از : قادر طهماسبی



+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 21:16  توسط ابراهیم شادمهر  | 

فکر می کنم سکوت مهم ترین اصل تقوای گفتار است . ...








+ نوشته شده در  یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 21:1  توسط ابراهیم شادمهر  | 


خوشه سومی ها :

خانواده ی من ، خانواده ی صادق محصولی، خانواده ی اکبر هاشمی رفسنجانی ، خانواده ی علی دایی ، خانواده ی محمود احمدی نژاد و شاید خانواده ی تو ...





+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 22:44  توسط ابراهیم شادمهر  |