تو را من لینک خواهم کرد
سحرگاهان که در خوابی
تو را من لینک خواهم کرد
به بقال محل هم لینک خواهم داد
به وبلاگ گدایان و سپوران نیز خواهم رفت
سحرگاهان که در خوابید من هم خواب خواهم دید
مرا هک کن
خیالی نیست
دوباره آی دی از نو
و روز از نو
تمام شب به روزم من
و یک وبلاگ پر کامنت خواهم زد
و با فیلتر شکن یک روز
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد
علیرضا قزوه

برای دانشگاه آزاد... !
در پشت اين ميز
ما در خيال وضع خيط و پيط خويشيم؛
يعني كه اينجا
در اين اتاق سرد و نمناك
شادان و شنگوليم از گفتار استاد
اينجاست دانشگاه آزاد !
***
ما در خيال مدرك بی مصرف خويش
آينده تابان كشك آلود خود را
-آرام، آرام-
در اين تجارتخانه معروف و گمنام
چشم انتظاريم
چوخ بيقراريم!
***
ماييم مردان فرار از تانك و از تير
آينده ساز مرز و بومی شير تو شير
كمبود امكانات و كشك و قند و چايی
بي اعتدالی، نارسايی
الحق چه خوش گفته « ابو المجد سنايي »«1»
« ای دل بلا، ای دل بلا، ای دل بلايی ! »
***
ما از تبار سنگ پاييم
از سرزمين « اسب ابلق، سم طلا» ييم !
پادر هواييم !
آه ای رئيس كل دانشگاه آزاد
در جيب من ديگر نمي يابی پشيزی
از لطف سركار
من غوره ای بودم، ولی گشتم مويزی !
آيا ميان آنچه در زنبيلتان است،
هنگام ثبت نام در آغاز هر « ترم »
چيزی به نام « رحم » يا « انصاف » هم هست ؟!
***
طرح جديد « علم بازار شبانه » (!)
ما را ز شكوا كرد مأيوس !
لبهايمان را مثل « زيپی » روی هم دوخت
صد جايمان سوخت !
آه ای بزرگانی كه اندر رأس كاريد
وقتی كه روز اول ترم
شهريه ها را می شماريد،
آنگه كه خوشحاليد و شنگوليد و دلشاد
آهسته زير لب بگوييد:
« بيچاره دانشجوی دانشگاه آزاد ! »
« بيچاره دانشجوی دانشگاه آزاد ! »
***
پاورقی:
«1»- نام شاعر عماد خراسانی است! منتها اگر: عماد روستايی يا پارسايی يا يك چيز ديگری در همين مايه ها بود، ما مجبور نمي شديم اسم شاعر ديگری را بياوريم! البته رعايت قافيه، مهمتر از اين حرفهاست و اهل تحقيق، همين كار ما را می توانند به عنوان يكی از صناعات ادبی محسوب بفرمايند!
ابوالفضل زرویی نصرآباد
+ نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در سه شنبه 16 مرداد1386 و ساعت
17:21 |