تبليغاتX
تــرمــه

 

به کودکی ِ جهان غبطه میخورم هر روز
...
چقدر سلسلههای مهم
 
که در تاریخ:
به یک اشاره چه سرها که بر زمین غلتید
به یک کرشمه چه مردان به خاک افتادند
چقدر تیر که بال پرندهها را خورد
چقدر تیغ که بر بالش ِ زمین خوابید

...

چقدر واژه‌ی معصوم
که بر لبان حقیقت شهید شد هر بار
چقدر شعر که قفل دریچه را نگشود
چقدر دست که امضاش سبز بود، اما
صدای خش‌خش پاییز در مدادش بود

...

چقدر آینه شرمندهام کند هر روز؟
چقدر پنجره از ماه ناامید شود؟

...

بیا به کوچه‌ی بن‌بست من ببار این بار
بیا به متن کهنسال من تسرّی کن
بیا کنار شبم چند نقطه چین بگذار...

سیدعلی میرافضلی

+ نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در دوشنبه 26 فروردین1387 و ساعت 12:37 |