تبليغاتX

ترمه

شب یلدادر آستانه فرارسیدن زمستان هستیم . شب اول دیماه که اولین ماه زمستان است از دیر باز به شب یلدا معروف بود است . یلدا سنتی زیباست از ایران باستان که از دیرباز برای ما به یادگار مانده . آنطور که از نوشته ها بر می آید ریشه در آیین زرتشتی دارد و به غیر از ایران در ترکیه ،ترکمنستان ،تاجیکستان ، افغانستان و هند این مراسم برگزار می شود . لطف یلدا به اینست  که در طولانی ترین و گاهی اوقات سردترین شب سال عده ای را گرداگرد هم ، با صمیمیت و گرمی جمع می کند ، انار و تنقلات و هندوانه و ازگیل از جمله خریدهای ایرانیان در آستانه ی این روز است . از گذشته رسم بوده که معمولا بزرگترها برای سایرین داستهای حماسی از جمله داستاهای شاهنامه را تعریف کنند و در کنار آن تفالی به حافظ می زدند . امیدوارم که امسال شب یلدای خوبی در کنار خانواده داشته باشید. یک فایل صوتی با صدای فرزاد حسنی برای دانلود گذاشته ام  . این فایل صوتی که اجرای طنزگونه یک شعر از خود فرزادحسنی ست، شب یلدا سال گذشته در رادیو جوان اجرا شده است.

دانلود از اینجا

 یلدا در شعر
«يلدا واژه ای است سريانی به معناي زايش و آن نام شب نخست زمستان و شب پايانی پاييز است . در گاهشمار كهن آن را اول جُدی و آخر قوس است . در آن شب يا در شامگاه آن شب ، آفتاب به برج جُدي وارد مي شود . نويسنده صحاح الفرس گويد : يلدا شبی را گويند كه از آن درازتر نباشد و آن در آخر فصل پاييز است  . »اگرچه شعرای بزرگ از واژه یلدا برای تعریف این شب زیبا استفاده چندانی نکرده اند ؛ ولی از این واژه به سبب معنای کنایی که دارد ، استفاده های به جا و مناسبی داشته اند  که نمونه هایی در زیر آمده است :

 گر نیابد خوی ایشان در نیابد خلق را
روز روشن در بر دانا شب یلدا بود
ناصر خسرو
نظر به روی تو هر بامداد ، نوروز ی ست
شب فراق تو هر گه که هست ، یلدا ئی ست
***
یاد آسا یش گیتی بزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
***
روز رویش چون بر انداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست
سعدی
می کند زلف دراز تو به دل های حزین
آنچه با خسته روانان شب یلدا نکند
صائب
شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری
اوحدی مراغه ای
هست چون صبح آشکارا، کاين صبح چند را
بيم صبح رستخيز ست از شب يلدای من
***
بادت سعادت ابد و با تو بخت را
مهری که جان سعد به اسما برافکند
آری که آفتاب مجرد به یک شعاع
بیخ کواکب شب یلدا برافکند
خاقانی
بقیه اشعار و همچنین دانلود فایل صوتی در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 18:4 توسط ابراهیم شادمهر |

وقتی که 

آخرین برگِ درختِ چنارِ تنومند

بیفتد ،

تو باید بروی

پس بگذار خوب نگاهت کنم

بگذار برای آخرین بار

چشمانت را ببینم

در چشمان مشکی تو

خاطرات گذشته موج می زند !

یاسمن رضاییان

پاییز امسال اگرچه به سان پاییزهای گذشته برایم خاطره انگیز نبود ، اما پاییز است دیگر ، جای خودش را در دلم دارد . وقتی می آید نشاط را به من می دهد ؛ کودکیم را که تمام سال با من غریبه است ، برایم به ارمغان می آورد . نارنجیِ خوشرنگ پرتقال را میان برگ های سبز تیره ی باغهای شمال برایم زنده می کند و وقتی می رود انگار همه ی دلخوشی ام را به خودش می برد و کاری با دلم می کند که یلدا با تمام بزرگی و قشنگی اش همیشه برایم سرد است ، عجیب است هر چه این پاییز برایم کوتاه ست ، زمستان اما طولانی و بلند .

پاییزِ زیبایِ من تو می روی ولی من به امید پاییز دیگرِ عمرم روزها را شماره می کنم .

وصـــلـــــه : این پاییز هم رفت و غزه همچنان در اشغال است . اشغال برای ما یک کلمه پنج حرفی ست ؛ ولی برای آنان فاجعه و غمی ست 60ساله .

مطالبی درباره ی غزه و فلسطین را می توانید اینجا مطالعه کنید +

این هم از بمب گوگلی غزه

آخر اینکه :عید غدیر مبارک

+ نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت 16:25 توسط ابراهیم شادمهر |

پيرهنت را به من بده



شب شد خيال آمدنت را به من بده
حسِ عزيز در زدنت را به من بده
امشب شبيه عشق رها شو درون من
روحِ شگرفِ بی بدنت را به من بده
اي مثل صبحْ آمده از لمـسِ آفتاب
من سردم است پيرهنت را به من بده
اينجا ميان موزه‌ی شب خاك می خورم
يك شب هوای پرزدنت را به من بده
من با تو گفتن از تو ، تو را دور می شوم
ای من ، منِ هميشه ،من ات را به من بده
 حرفی نمانده است ، ولي محضِ يك حضور
فريادهای بی دهنت را به من بده
مردن مرا نشانه‌ی تلخی ست ، بعد از اين
نامِ قشنگِ زيستن ات را به من بده

بهمن ساكی
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387ساعت 17:30 توسط ابراهیم شادمهر |