تبليغاتX

ترمه
خبرت خرابتر کرد، جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه ازین به ارمغانی که تو خویشتن بیایی

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم
که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی

دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم
نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

تو که گفته‌ای تحمل نکنم جمال خوبان
بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

در چشم، بامدادان به بهشت برگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی


+ نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 21:59 توسط ابراهیم شادمهر

شبی شگرف ، شبی مبهم ، شبی شبیه پریشانی

شبی که خواب گریزان شد زچشم خسته ی بارانی

شبی که موج غمی سرکش ، مرا کشاند به دوش خود

ز سمت ساحل آرام به ورطه های پریشانی

کدام دست مرا چون موج به صخره های عدم کوبید؟

که مانده در تن لرزانم هراس آن شب طوفانی

کدام جاده بی پایان شبانه شعر سفر خواند

پیاده برد مرا به سوی وادی حیرانی

شبی که عشق مرا می خواند به رقص شعله و خاکستر

چه کرد با دل من آتش که رونهاد به ویرانی

***

ز سمت صبح صدا تابید به شام ساکت دلگیرم

مرا به آینه دعوت کرد به سایه سار غزلخوانی

به دستهای دعای من صدا چه گفت نمی دانم

که چید سیب اجابت را ز شاخه های فراوانی

اسماعیل فرزانه


وقت گیسوها به خیر را در عشق علیه السلام بخوانید .


+ نوشته شده در پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 21:59 توسط ابراهیم شادمهر |

نه گریه مونده برام

نه خنده مونده برام


فقط

                یه کابوسِ کُشنده مونده برام ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 23:33 توسط ابراهیم شادمهر



کز کرده است دهکده لای لحاف برف
دستان آسمان شده گم در کلاف برف

هی دانه دانه می تند او تا به تن کند
بانوی سرو ، پیرهن ریزباف برف

یلدا کنار پنجره بیدار مانده و
زل می زند به جذبه ی رقص و طواف برف

اندام رودخانه کرخت است و یخ زده
خورشید هم نشسته در این اعتکاف برف

شاید بهار ، گم شده باشد میان راه
وقتی که نیست رد تو بر قلب صاف برف

تنها و خسته بی که بداند مجاز نیست
بذری سرک کشیده کمی از شکاف برف

انگار تشنه لب خورشید بوده است
خندان ، کفن شده است میان غلاف برف

آسیه برهانی

پی نوشت : آپ تازه وبلاگ یوسفعلی میر شکاک را حتما بخوانید.


+ نوشته شده در شنبه 19 بهمن1387ساعت 10:6 توسط ابراهیم شادمهر |

بــــــا گلرخان بگوييد ما را به خود پذيرند
از عــــــــــاشقان بيدل، همواره دست گيرند

دردى است در دلِ ما، درمان نمى پذيرد
دستى به عاشقان ده، كـز شوقِ دل بميرند

پـــــا نه بــــه محفلِ ما، تاراج كن دل ما
بنگـــــــر به بــــاطل ما، كز آب و گِل خميرند

ســـوداگرانِ مرگيم، ياران شاخ و برگيم
رنـــــدان پا بــــــــرهنه، بر حال ما بــــــصيرند

پاكند مى‏فروشان، مستانِ دل‏خروشان
بــــربسته چشم و گوشان، پيران سر به زيرند

بــردار جام مى را، جم را گذار و كى را
فــــــرزند مـــــاه و دى را، كاينان چو ما اسيرند

  پی نوشت : نام این غزل در دیوان امام (ره) جام جــم است .

                 اینجا را هم ببینید.

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 16:32 توسط ابراهیم شادمهر |

این هم از شکار امروز صبح ما، البته دوربین موبایل من کیفیت خوبی نداره ....


پی نوشت : کلی مطلب آماده کرده بودم تا در رابطه با حرکت غیر منتظره ی اردوغان در داووس بنویسم ، اما امروز صبح با دیدن این صحنه دیدم کل مطالب من را آن نوشته در پنج شش کلمه زده ، زنده باد اردوغان

اردوغان در حال ترک کردن جلسه اردوغان در حالی جلسه را ترک کرد که عمرموسی دبیر کل اتحادیه ی عرب پس از دست دادن به او،دوباره سر جای خود نشست .

لینک دائم این مطلب در بالاترین


دوره یک ماهه آزمایشی

+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 19:8 توسط ابراهیم شادمهر |

با یاد چشم های تو خوب است خواب من

از ابرها کناره بگیر آفتاب من

رو بر کدام قبله به چشم تو می رسم ؟

چیزی بگو پیامبر بی کتاب من

چشم تو را کجای جهان جستجو کنم ؟

پایان بده به تاب و تب بی حساب من

دور از شمایل تو چنانم که روز و شب

خندیده اند خلق به حال خراب من

از تشنگی هلاک شدم ، ساقیا بیا

چیزی نمانده از قدح پر شراب من

ناصر حامدی

+ نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387ساعت 11:45 توسط ابراهیم شادمهر |

دختری استاده بر درگاه
چشم او بر راه
در میان عابران چشم انتظار مرد خود مانده ست
چشم بر می گیرد از ره
باز
می دهد تا دوردست جاده مرغ دیده را پرواز
از نبرد آنان كه برگشتند
گفته اند
او بازخواهد گشت
لیك در دل با خود این گویند
صد افسوس
بر فراز بام این خانه
روح او سرگرم در پرواز خواهد گشت
جاده از هر عابری خالی ست
شب هم از نیمه گذشته ست و كسی در جاده پیدا نیست
باز فردا
دخترك استاده بر درگاه
چشم او برراه
مشترک فید ما شوید
...
سینه ام آینه ای ست
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار
آشیان تهی دست مرا
مرغ دستان تو پر می سازند
آه مگذار ، كه دستان من آن
اعتمادی كه به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد
آه مگذار كه مرغان سپید دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد
من چه می گویم ، آه
با تو اكنون چه فراموشیها
با من اكنون چه نشستها ، خاموشیهاست
تو مپندار كه خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
                                                         حمید مصدق

پی نوشت : فردا نهم بهمن ، سالروز تولد زنده یادحمید مصدق شاعر معاصر است ...

لینک دائم همین مطلب در بالاترین


+ نوشته شده در سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 14:4 توسط ابراهیم شادمهر |

از کوزه گری کوزه خریدم باری

آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری

شاهی بودم که جام زرینـم بود

اکنون شده ام کوزه ی هر خماری

+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 15:8 توسط ابراهیم شادمهر |

نتايج يك نظرسنجي كه از جمعي از شاعران و پژوهشگران شعر ايران صورت گرفته، نشان مي‌دهد كه «قيصر امين‌پور» با كسب 57 درصد آرا، برترين شاعر سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي است.
بر اساس اين نظرسنجي، پس از قيصر امين‌پور كه 19 رآي را به خود اختصاص داده‌ است، سيدحسن حسيني با 14 رأي، سلمان هراتي و علي‌ معلم‌دامغاني هر كدام با 8 رأي به عنوان شعراي تأثيرگذار دوران پس از انقلاب شناخته شده‌اند.
همچنين اين نظرسنجي نشان مي‌دهد كه اشعار عليرضا قزوه با 5 رأي و حميد سبزواري و محمود شاهرخي هركدام با 4 رأي نيز با در ميان مخاطبان شعر، با اقبال مواجه شده‌اند.

نظرات شاعران و پژوهشگران شعر كه در اين نظرسنجي شركت كردند، به اين شرح است:
* صابر امامي: علي معلم (كلاسيك)، محمدعلي مؤيد (نو)
* حسين اسرافيلي: مهرداد اوستا و قيصر امين‌پور (كلاسيك)، سلمان هراتي و سيدحسن حسيني (نو) و احمد عزيزي (مثنوي)
* هادي خورشاهيان: قيصر امين‌پور، سيدحسن حسيني و محمدرضا عبدالملكيان
* غلامرضا امامي: قيصر امين‌پور
* اسماعيل اميني: مهرداد اوستا، علي معلم دامغاني، سيدحسن حسيني و قيصر امين‌پور
* پرويز بيگي‌حبيب‌آبادي: قيصر امين‌پور، سيد حسن حسيني، سلمان هراتي، سپيده كاشاني، نصرالله مرداني
* عباس براتي‌پور: حميد سبزواري، مشفق كاشاني، محمود شاهرخي و علي معلم (كلاسيك)، سيد حسن حسيني، قيصر امين‌پور، سلمان هراتي، طاهره صفارزاده (نو)
* سعيد بيابانكي: علي معلم دامغاني، يوسف‌علي ميرشكاك، قيصر امين‌پور و سيدحسن حسيني
* مشفق كاشاني: حميد سبزواري و محمود شاهرخي (پيشكسوت)، عليرضا قزوه، موسوي گرمارودي، سيد حسن حسيني، قيصر امين‌پور، سپيده كاشاني (جوان‌تر‌ها) و فاطمه راكعي، محمدرضا عبدالملكيان، طاهره صفارزاده، ساعد باقري، سهيل محمودي و عبدالجبار كاكايي(نوپردازها)
* احد ده‌بزرگي: حسين اسرافيلي، علي معلم دامغاني ، مرتضي اميري اسفندقه، حميد سبزواري، سيدحسن حسيني،قيصر امين‌پور، نصرالله مرداني
* سينا علي‌محمدي: قيصر امين‌پور و سيدحسن حسيني
* حميد سبزواري: محمود شاهرخي، مشفق كاشاني و مهرداد اوستا
* حميدرضا شكارسري: قيصر امين‌پور، عليرضا قزوه و سلمان هراتي (شعر دفاع مقدس)
* يوسفعلي مير‌شكاك: مشفق كاشاني، حميد سبزواري و محمود شاهرخي (پيشكسوتان) / علي معلم دامغاني، سيدحسن حسيني و قيصر امين‌پور (شعراي برجسته انقلاب و جنگ) / حسين منزوي، محمدعلي بهمني، عبدالجبار كاكايي، كياسري، عليرضا قزوه، سهيل محمودي، مرتضي اميري‌اسفندقه (نسل جوان)
* افشين علاء: قيصر امين‌پور، سيدحسن حسيني، علي معلم، سلمان هراتي
* غلامرضا كافي: قيصر امين‌پور، عليرضا قزوه
* مصطفي محدثي‌خراساني: سيد حسن حسيني، قيصر امين‌پور، سلمان هراتي، عليرضا قزوه
* گروس عبدالملكيان: قيصر امين‌پور، سلمان هراتي، سيدحسن حسيني و محمدرضا عبدالملكيان
* فاضل نظري: قيصر امين‌پور
* قادر طراوت‌پور: قيصر امين‌پور، سيدحسن حسيني، علي معلم و سلمان هراتي
* آرش شفاعي: قيصر امين‌پور
ضيا‌ء‌الدين ترابي، محمدرضا تركي، مصطفي رحماندوست، كاووس حسن‌لي، محمود شاهرخي، مصطفي عليپور، محمدرضا عبدالملكيان، عبدالجبار كاكايي،‌ موسي بيدج، ضياءالدين شفيعي و محمدعلي بهمني نيز در اين نظرسنجي، با بيان اين‌كه انتخاب يك شاعر كار سختي است، از پاسخ به نظرسنجي فارس امتناع كردند.
همچنين مرتضي اميري‌اسفندقه تمامي شاعران متعهد پس از انقلاب را برگزيد.
«قيصر امين‌پور» شاعر، اديب و فارسي‌پژوه در ارديبهشت‌ماه سال 1338 در دزفول به دنيا آمد و در بامداد 8 آبان‌ماه 86 در بيمارستان دي تهران دار فاني را وداع گفت.
امين پور، رشته‌هاي تحصيلي مختلفي را تجربه كرد.
وي در سال 57 از تحصيل در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران انصراف داد. امين‌پور همچنين تحصيل در رشته علوم اجتماعي دانشگاه تهران را در سال 1363 نيمه كاره رها كرد و به رشته ادبيات فارسي روي آورد و سرانجام در سال 1376 با راهنمايي شفيعي كدكني موفق به اخذ دكتراي ادبيات فارسي از دانشگاه تهران شد.
وي از سال 67 تا 70 در دانشگاه الزهرا تدريس كرد و از سال 70 تا آخر عمرش هم به عنوان مدرس ادبيات فارسي در دانشگاه تهران فعاليت مي‌كرد.
امين‌پور دبير شعر هفته نامه سروش طي سال هاي 71-60، سردبير ماهنامه ادبي-هنري سروش نوجوان 83- 67 و عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي بوده است.
«ظهر روز دهم» (برنده جايزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكري)؛ «به قول پرستو» (برنده جايزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكري)؛ «تنفس صبح»، «در كوچه آفتاب»، «منظومه روز دهم»، «توفان در پرانتز»، «بي بال پريدن»، «گل‌ها همه آفتاب گردانند» و «دستور زبان عشق» از جمله آثار اين شاعر هستند.

به نقل از : رجا نیوز

درباره قیصر اینجا را هم بخوانید.

+ نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 15:26 توسط ابراهیم شادمهر |

در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش
ناگه یکی کوزه براورد خروش

کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت 23:43 توسط ابراهیم شادمهر |

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بُتی و بربطی برلب کشت

این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت


+ نوشته شده در جمعه 4 بهمن1387ساعت 11:13 توسط ابراهیم شادمهر |

هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد

او ماند که در کنار زینب باشد

سجّاد که سجّاده به او دل می بست

تدبیر خدا بود که در تب باشد

***

قد قامتِ تو ، کلام عاشورا بود

آمیخته با قیام عاشورا بود

سجّاد ! پس از غروب آن ظهر غریب

سجّاده ی تو پیام عاشورا بود

منیره هاشی


به نقل از :

http://termeh.persiangig.ir/terme-pic/hamshahri.jpg

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 18:3 توسط ابراهیم شادمهر |

مراعات پر و بالت نکردیم

نظر بر لطف هر سالت نکردیم

سلام تازه ات از چیست؟ ای برف !

مگر صدبار پامالت نکردیم

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 9:23 توسط ابراهیم شادمهر |