تبليغاتX

ترمه

از شوق تماشای شب چشم تو سرشار
آیینه به دست آمده ام برسـربازار
هرغنچه به چشم من دلتنگ جز این نیست
یادآوری خاطره ی بوسه ی دیدار
روزی که شکست آینه با گریه چه می گفت
دیوار به آیینه و آیینه به دیوار
کشتم دل خود را که نبینم دگری را
یک لحظه عزادارم و یک عمر وفادار
چون رود که مجبور به پیمودن خویش است
آزاد و گرفتارم ــ آزاد و گرفتـار
ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد
برخیـز فدای سرت ، انگار نه انگار
تا لحظه ی بوسیدن او فاصله ای نیست
ای مرگ ، به قدر نفسی دست نگه دار

دیوار به آیینه از فاضل نظری
+ نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 1:9 توسط ابراهیم شادمهر |

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم
سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم
تا نگویی اشک های شمع ازکم طاقتی است
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم
چون شکست آینه، حیرت صد برابر می شود
بی سبب خود را شکستم تا بیننم کیستم
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست
کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم

فاضل نظری


+ نوشته شده در دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 0:57 توسط ابراهیم شادمهر |

۩۞۩ ... تفاوت ... ۩۞۩


پس شاخه‌های ياس و مريم فرق دارند
آری! اگر بسيار اگر كم فرق دارند
شادم تصور می كنی وقتی ندانی
لبخندهای شادی و غم فرق دارند
برعكس می ‌گردم طواف خانه‌ات را
ديوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند
من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان
با اين حساب اهل جهنم فرق دارند
بر من به چشم كشته عشقت نظر كن
پروانه‌های مرده با هم فرق دارند

فاضل نظری

 



+ نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 23:47 توسط ابراهیم شادمهر