1
گرگ ها خورشید را خورده اند
و لاشه ی سرخی را
که گوشه ی آسمان افتاده
کم کم به پشت کوه ها خواهند کشید
2
از گرگ و میش
فقط گرگ مانده است
3
گرگ ، شنگول را خورده است
گرگ
منگول را تکه تکه می کند
بلند شو پسرم !
این قصه برای نخوابیدن است .
گروس عبدالملکیان
از : سطرها در تاریکی جا عوض می کنند