
وصل است ریسمان زمان و زمین به تو
رگ های تنگ یک دلِ اندوهگین به تو
خورشید روزِ واقعه لبخند می زند
بر روی پرتگاهِ شبِ واپسین به تو
تو خود تمام طولِ جهانی درست نیست
تشبیه ناتمامیِ دیوار چین به تو
شب نامساعد است و سحر خیره می شود
از پشتِ تپه های سیاهِ کمین به تو
تقسیم دردهای جهان عادلانه نیست
افتاده است شک به من اما یقین به تو
شرک از درختِ ایمان تزریق می کند
وابسته است شاخه ای از کفر و دین به تو
آه ای امامِ شعر تو بیت المقدسی
برگشته است قبله ی ما مومنین به تو
لب واکن و برای زمین آیه ای بخوان
از آنچه گفت حضرت روح الامین به تو
آرش فرزام صفت
+
نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 16:5 توسط ابراهیم شادمهر
|

بیا همزاد بارانهای شرقی
بیابانگرد طوفانهای شرقی
تماشایی ترین خورشید شبها
سحرگاه شبستانهای شرقی
شکوفایی ترین آواز رویش
سپیدار بیابانهای شرقی
طلوع اندود فرداهای مغرب
بهاری در زمستانهای شرقی
ضیافت دار چشم انداز فردا
زیارتگاه مهمانهای شرقی
کجایی روح ابراهیم آتش
بیا بشکن بتستانهای شرقی
مریم سقلاطونی
آقا جان نمی خواهم عادت کنم به اینکه هر جمعه غروب بیایم اینجا و بنویسم که این
جمعه هم نیامدی . آقا جان بیا و دلتنگی این غروب ها را پایان بده ... .
+
نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت 20:4 توسط ابراهیم شادمهر
|