تبليغاتX
ترمه

«او فرزند خانواده‏اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حیات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى‏شود و حسین وارث آدم - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و وارث پیامبران بزرگ - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند.»* شگفت مردی است حسین (ع) ، واقعه ای آسمانی که در دفتر سیاه خاک نمی گنجد . مهربانی آن چشم های پاک فراتر از مرز تنگ نوشتن است . نیایشی باید تا چشم جان را از دریچه های تنگ تمنا به آفتاب روشن نگاهش بسپاریم و خویشتن را عاشقانه از قداست نام دریایی اش غرقه کنیم ، خدوندا : « لافرق بینک و بینهم الا انهم عبادک » و این است که ما تورا با حسین (ع) شناخته ایم .**


*حسین وارث آدم، ص 171
**از عاشورا تا غدیر ، ص 185


میلاد آموزگار بزرگ شهادت ، مجموعه ی حُسن و عشق و ایثـار و کرم ، حضرت امام حسین (ع) گرامی باد .


+ نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388ساعت 21:13 توسط ابراهیم شادمهر |

شب یلدادر آستانه فرارسیدن زمستان هستیم . شب اول دیماه که اولین ماه زمستان است از دیر باز به شب یلدا معروف بود است . یلدا سنتی زیباست از ایران باستان که از دیرباز برای ما به یادگار مانده . آنطور که از نوشته ها بر می آید ریشه در آیین زرتشتی دارد و به غیر از ایران در ترکیه ،ترکمنستان ،تاجیکستان ، افغانستان و هند این مراسم برگزار می شود . لطف یلدا به اینست  که در طولانی ترین و گاهی اوقات سردترین شب سال عده ای را گرداگرد هم ، با صمیمیت و گرمی جمع می کند ، انار و تنقلات و هندوانه و ازگیل از جمله خریدهای ایرانیان در آستانه ی این روز است . از گذشته رسم بوده که معمولا بزرگترها برای سایرین داستهای حماسی از جمله داستاهای شاهنامه را تعریف کنند و در کنار آن تفالی به حافظ می زدند . امیدوارم که امسال شب یلدای خوبی در کنار خانواده داشته باشید. یک فایل صوتی با صدای فرزاد حسنی برای دانلود گذاشته ام  . این فایل صوتی که اجرای طنزگونه یک شعر از خود فرزادحسنی ست، شب یلدا سال گذشته در رادیو جوان اجرا شده است.

دانلود از اینجا

 یلدا در شعر
«يلدا واژه ای است سريانی به معناي زايش و آن نام شب نخست زمستان و شب پايانی پاييز است . در گاهشمار كهن آن را اول جُدی و آخر قوس است . در آن شب يا در شامگاه آن شب ، آفتاب به برج جُدي وارد مي شود . نويسنده صحاح الفرس گويد : يلدا شبی را گويند كه از آن درازتر نباشد و آن در آخر فصل پاييز است  . »اگرچه شعرای بزرگ از واژه یلدا برای تعریف این شب زیبا استفاده چندانی نکرده اند ؛ ولی از این واژه به سبب معنای کنایی که دارد ، استفاده های به جا و مناسبی داشته اند  که نمونه هایی در زیر آمده است :

 گر نیابد خوی ایشان در نیابد خلق را
روز روشن در بر دانا شب یلدا بود
ناصر خسرو
نظر به روی تو هر بامداد ، نوروز ی ست
شب فراق تو هر گه که هست ، یلدا ئی ست
***
یاد آسا یش گیتی بزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
***
روز رویش چون بر انداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست
سعدی
می کند زلف دراز تو به دل های حزین
آنچه با خسته روانان شب یلدا نکند
صائب
شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری
اوحدی مراغه ای
هست چون صبح آشکارا، کاين صبح چند را
بيم صبح رستخيز ست از شب يلدای من
***
بادت سعادت ابد و با تو بخت را
مهری که جان سعد به اسما برافکند
آری که آفتاب مجرد به یک شعاع
بیخ کواکب شب یلدا برافکند
خاقانی
بقیه اشعار و همچنین دانلود فایل صوتی در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 18:4 توسط ابراهیم شادمهر |

عید قربان مبارک

شب یلدا این رسم زیبای به جا مانده ازایران باستان را با دیدار خانواده و دوستان ، یادآوری خاطرات گذشته ، خواندن شاهنامه ، تفال به دیوان حافظ گرامی بداریم ( یاد ما هم باشین )



۩۞۩ ... دمی با حافظ ... ۩۞۩


چرا نه در پیِ عزم دیار خود باشم

چرا نه خاکِ سر کویِ یارِ خود باشم

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم

به شهر خود روم و شهریارِ خود باشم

زمحرمان سرا پرده وصال شوم

زبندگان خداوندگارِ خود باشم

چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی

که روز واقعه پیش نگار خود باشم

ز دست بخت گران خواب و کار بیسامان

گرم بود گله ای رازدار خود باشم

همیشه پیشه من عاشقیّ و رندی بود

دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم

بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ

و گر نه تا به ابد شرمسار خود باشم

 

 

یه شعر زیبا از قیصر

۩۞۩ ... رویای آشنا ... ۩۞۩

با تیشۀ خیال تراشیده ام تو را

در هر بتی که ساخته ام دیده ام تو را

از آسمان به دامنم افتاده آفتاب ؟

یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را

هر گل به رنگ و بوی خودش میدمد به باغ

من از تمام گلها بوییده ام تو را

رویای آشنا ، شب و روز عمر من !

د رخوابهای کودکی ام دیده ام تو را

از هر نظر تو عین پسند دل منی

هم دیده ، هم ندیده ، پسندیده ام تو را

زیبا پرستیِ دل من بی دلیل نیست

زیرا به این دلیل پرستیده ام تو را

با آنکه جز سکوت جوابم نمی دهی

در هر سوال از همه پرسیده ام تو را

از شعر و استعاره و تشبیه برتری

با هیچ کس به جز تو نسنجیده ام تو را

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 20:48 توسط ابراهیم شادمهر