مهمانی بس است!

كبریای توبه را بشكن پشیمانی بس است
از جواهرخانه ی خالی نگهبانی بس است
ترس جای عشق جولان داد و شك جای یقین
آبروداری كن ای زاهد مسلمانی بس است
خلق دلسنگاند و من آیینه با خود میبرم
بشكنیدم دوستان دشنام پنهانی بس است
یوسف از تعبیر خواب مصریان دلسرد شد
هفتصد سال است میبارد! فراوانی بس است
نسل پشت نسل تنها امتحان پس میدهیم
دیگر انسانی نخواهد بود قربانی بس است
بر سر خوان تو تنها كفر نعمت میكنیم
سفرهات را جمع كن ای عشق مهمانی بس است!
پی نوشتهای بی ربط با موضوع :
1 - دیگه چیزی نمونده که پاییزم به روزهای آخر خودش برسه ، پاییز امسال آبستن حوادث و اتفاقات زیادی شد . پاییز پر حادثه . برای من تقریبا یه آغاز بود و یه تجربه تازه .پادشاه فصل ها که از تخت پایین میاد دلم میگیره . برف رو دوست دارم ولی زیاد از زمستان خوشم نمیاد .
2 - اخوی تعریف میکرد این اواخر تو مدرسه ای که کار میکنه یه آزمون تستی از بچه ها گرفتن . میگه وقت سوالات عمومی تموم شده رفته دفترچه تخصصی رو به بچه ها بده دیده یکی از اونا کل 210 تا جای خالی پاسخنامه رو علامت زده . اونوقت جالبش اینه که کل سوالهای عمومی و تخصصی 180 تا بوده . راستشو بخواین یاد جوونیهای خودم افتادم . خاک عالم .
3- تا کی میخوایم وایسیم این خارجکی ها یه چیزی تو تلویزیوناشون نشون بِدن بعد ما هم بیایم تحلیلش کنیم ، تازه بعدش بزیم تو سر و کله همدیگه که تقصیر من نبود و تقصیر تو بود ؟ تا کی ؟ کی میخوایم کوتاه بیایم تا ملت یه نفس راحت بکشن ؟ این پشت پرده که میگن کجاست ؟ واقعا پشتِ پـــرده چه خبره ؟
4 - عنوان اصلی شعر « مهمـــــانی » ست ، از سروده های جناب فاضل نظری

به دلم ناگه زد که قلم بر دارم